جمال رضايى

500

بيرجندنامه ( فارسى )

اتاق ميّت مىبردند و او را با تشكى كه روى آن خوابيده بود ( يا بدون آن ) درون تابوت مىگذاشتند و پارچهء سفيدى روى تابوت مىكشيدند و يك پارچهء سياه روى آن مىانداختند و اشخاصى كه تمكّنى داشتند يك طاقهء شال يا ترمه نيز بر روى آن مىافكندند . اگر متوفّا روحانى بود " عمامهء " او را هم روى اين پارچه‌ها بر سينه‌اش مىنهادند و اگر مجتهد بزرگ و برجسته‌اى بود علمدارها علم‌هايشان را سياه‌پوش مىكردند و آنها را مىآوردند كه پيشاپيش جنازه حركت بدهند و بموقع حركت مىدادند . ( حمل علم پيشاپيش جنازه براى امرا و بزرگان شهر هم معمول بود و " سادات علمدار " اين كار را مىكردند و انعامى مىگرفتند ) . وقتى كه تابوت را از خانه بيرون مىآوردند اوّلين كارى كه مىكردند اين بود كه كاسهء غذاخورى يا ظرف يا كوزهء آبخورى متوفّا را دنبال جنازه توى كوچه بر زمين مىزدند و مىشكستند و با اين عمل ظرف آلوده‌اى را از خانه بيرون مىانداختند . آنگاه فرزندان و بستگان درجهء اوّل متوفّا اگر كلاه به سر داشتند برمىداشتند و آن را به زمين مىزدند و همه با سر برهنه و گريبان باز و گاهى چاك‌زده ، گريان و مويان ، پيشاپيش تابوت ( بعد از علم‌ها ) به راه مىافتادند . بستگان ديگر و مشايعان به دنبال جنازه حركت مىكردند و زنها با جامه‌ها و چادرهاى سياه پس از مردان ميّت را بدرقه مىكردند . ولى اگر مرده زن مىبود مستقيما به مرده‌شوىخانه مىرفتند . وقتى كه جنازه حمل مىشد هر مرد رهگذرى كه به آن مىرسيد چند قدمى ( دست كم هفت قدم ) آن را بدرقه مىنمود و گاه در حمل آن كمك مىكرد و اين كار را ثواب مىشمرد . تشييع‌كنندگان مرتبا با صداى بلند مىگفتند : " لا إله الّا اللّه " و به تناوب در حمل تابوت يكديگر را يارى مىدادند . اين برنامه ادامه مىيافت تا جنازه به مرده‌شوخانه مىرسيد و معتقد بودند كه اگر مرده در زندگيش درستكار و ثوابكار بوده تابوتش سبك و تند پيش مىرود و برعكس اگر بدكار و گناهكار بوده سنگين و كند حركت مىنمايد و بر دوش و شانه‌هاى حمل‌كنندگان سنگينى مىنمايد . در آن سال‌ها در بيرجند مرده‌ها را در " پاياب " ( پايوّ payow ) مىشستند « 1 » و غسال‌خانه يا مرده‌شوىخانه به صورت كنونى وجود نداشت بدين سبب كلمهء " پايوّ " به معنى مطلق " مرده‌شوخانه " در گويش بيرجند به‌كار مىرفت كه هنوز نيز فراموش نشده است . وقتى كه ميّت را به مرده‌شوخانه مىرساندند و مرده‌شوها دست به‌كار مىشدند و مرده را لخت مىكردند و جسدش را روى تخته‌اى كه به آن " تختىتمشو taxtey tamsu " « 2 » مىگفتند مىگذاشتند و به

--> ( 1 ) . نك : جستار چهارم . فصل هشت . پاياب‌ها . صص 199 - 193 . ( 2 ) . « تخته تمشو » تخته‌اى بود كه « تن » مرده را روى آن مىشستند . در پاياب‌ها دو تخته وجود داشت يكى براى شستن